تبلیغات
مُرتَقِب - من به کاندیدای شما رای نمی دهم
 
درباره وبلاگ


من از حضور این همه بی‌خودی در خانه‌ام متنفرم....ای دل برخیز تا برای رفتن فکری بکنیم


گاهنوشت های جوانی که در آرزوی جامعه آرمانی هر روز می‌گوید
اللهم عجل لولیک الفرج

------------------------------------

مُرتَقِب به معنای چشم به راه است.

مدیر وبلاگ : مرتقب
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مُرتَقِب




دادگاه یکشنبه 24/3/1388 ساعت 10

منشی جلسه : همه قیام کنند

(ورود قاضی)

(قاضی می نشیند)

قاضی : متهم اگر آخرین دفاعیاتی دارد می تواند بگوید.

(متهم به جایگاه می رود)

متهم : می دانم که گفته هایم در حکم تاثیری ندارد. اما می گویم. بگذارید بگویم. چیزی که از آن به عنوان اتهام یاد می کنید ، من قبول دارم.

(همهمه حضار)

قاضی : نظم جلسه را رعایت کنید.

متهم : خانم ها و آقایان اجازه بدهید سخن بگویم. من فقط چند دقیقه تا حکم نهایی فاصله دارم. آری من اتهام خود را می پذیرم . آری من متحجرم. من خدا را قبول دارم. من بنده اویم و نمی خواهم علیه او تظاهرات کنند. من قرآن را قبول دارم و نمی خواهم آن را شعر بخوانند . من پیامبر را قبول دارم و نمی خواهم او را همطراز پیامبران مکاتب بشری چون مارکس و فروید قرار دهند.

قرآن را خدا به پیامبر نازل کرد، نمی خواهم بگویند« قصه حضرت یوسف در قرآن کریم از محالات است»(روزنامه صبح امروز9/3/78)

من مسلمانم. من غدیر خم را قبول دارم، نمی خواهم بنویسند«جریان سقیفه بنی ساعده را تبدیل به یک کینه تاریخی کردند و از این واقعه که اثباتی برای عدالت و عشق و آزادی ! است خون و ستم می انگیزانند»(روزنامه فتح 1/1/79)

من مسلمانم نمی خواهم بگویند«حذف صحنه های جنسی و مشروب خواری از فیلم ها هیچ مستند شرعی ندارد»(صبح امروز21/11/77)

من اومانیست نیستم پس نمی خواهم بنویسند«آدم زمینی نباید در پای ایدوئولوژی های ناکجا آبادی قربانی شود. ارزش او بالاتر از این ایدئولوژی بالاتر است.»(اکبر گنجی- صبح امروز 26/2/78)

من مولا علی علیه السلام را قبول دارم و نمی خواهم بنویسند«تفکر شیعی موجب انحطاط مملکت و ما ومانعی برای دموکراسی است. ای کاش سوابق حاکمیت های مردمی صدر اسلام مورد توجه قرار گیرد.»(صبح امروز23/8/78)

من حق را قبول دارم نمی خواهم بنویسند«حقیقت ثابت نداریم. حتی در دست انبیاء و معصومین هم حقیقت ثابتی نبوده که بتوانن آن را برای همه ی ازمنه دیکته کنند.»(هفته نامه توانا ش 28 ص 11)

من اسلام را کامل می دانم و نمی خواهم بگویند«تمام احکام حفوقی و اجتماعی اسلام متناسب با جامعه زمانی پیامبر بوده و موقتی اند.»(ماهنامه زنان ش59 ص32-33)

من شهادت را کمال انسان میدانم و نمی خواهم «فرهنگ شهادت را خشونت آفرین» بنامنند(عبدالکریم سروش- روزنامه نشاط خرداد 78)

من بسجی ام و نمی خواهم بیان کنند که «هیات مذهبی منشا خشونت اند و بسیجی ها اعضای تشکیل دهنده این هسته ها می باشند»(محمد قوچانی- روزنامه عصر آزادگان 20/1/78)

دادستان : اعتراض دارم. اعتراض دارم متهم دارد از آزادی بیان سوء استفاده می کند.(همهمه حضار)

قاضی : سکوت را رعایت کنید. اعتراض وارد است. متهم حاشیه نرود.

جوانی از حضار : چرا نمی گذارید حقایق را بگوید.

حضار : راست می گوید ... راست می گوید.

قاضی : ساکت باشید. کاری نکنید بدهم شما را بیرون کنندها!

متهم : خانم و آقایان ساکت باشید. بگذارید در این آزادی با پیش شرط سخن بگویم.

باشد دیگر حاشیه نمی روم. دیگر افشا نمی کنم. من متهم هستم به رای دادن به یک کاندیدابا وجود اینکه این اتهام با آزادی بیان مخالف است ولی دلایلم را می گویم.چند تا را گفتم و باقی را خلاصه می کنم. من به کاندیدای به قول شما متحجر رای دادم چون افتخار میکند مسلمان ایرانی است. افتخار می کند بسیجی است. به جای اینکه دستش را ببوسند، دست بزرگان و پرورندگان بزرگان را می بوسد.

من به او رای دادم چون از فلسطین حمایت کرد. انرژی هسته ای را پس گرفت. آمریکا را وادار به التماس برای مذاکره کرد. ایران را عزتمند کرد. در بحران اقتصادی جهان کشورم را نجات داد. هولوکاست را شجاعانه رد کرد. مغزهای فرار کرده از کشور را از راه دور به ایران آورد. امیدمان را به فضا فرستاد. شهر به شهر سفر کرد تا ببیند مشکلات چیست. تا تصمیم بگیرد. اژدهای هفت سر مفسدین اقتصادی را در بند کرد.

همان فردی که شما او را متحجر می خوانید مدرک جعلی یک وزیرش خیلی زود آشکار شد ولی قبل از او ما دولتی داشتیم که 23 وزیرش مدرک جعلی داشتند. هنوز هم ایمان ندارید که دولت او پاک است. هنوز هم احساس خطر می کنید. هنوز هم او را ریاکار می نامید. 4 سال برای ریاکاری زیاد نبود. می توانست خیلی زودتر به کاخ برود. می توانست خیلی زودتر فرزندانش را به خارج از کشور بفرستد. می توانست رای همه عمرش پست انداز کند.

حضار: راست می گوید ... راست می گوید

قاضی : ساکت . هرکس از او حمایت کند در جرم او شریک است. آنارشیست ها

متهم : چند جمله ای می گویم و تمام می کنم. اگر انتخاب رییس جمهور متعهد ، شجاع ، انقلابی ، ساده زیست و پر تلاش جرم است من این جرم را با جان و دل میپذیرم. از این پس نیز مرا بکشید زندانی کنید و رسوایم کنید. مرا بزنید.کوته فکر بخوانید. متحجر بنامید ولی من به کاندیدای شما رای نمی دهم.

(متهم می نشیند)

(منشی جلسه بلند می شود)

منشی جلسه : نظر به اینکه متهم آزاده مسلمان فرزند ایمان اتهام خود را مبنی بر رای دادن به کاندیدای متحجر این دوره پذیرفت، دادگاه متفکرین روشنفکر عقل کل عالم نامبرده را به کوته فکری ، تحجر، شعور و درک سیاسی پایین محکوم می کند.

(اعتراض حضار)

قاضی : ختم جلسه

حضار : یا مرگ یا حقیقت ... یا مرگ یا حقیقت

(قاضی و دادستان و منشی جلسه فرار می کنند و نگهبانان که به بازویشان پارچه سبز بسته اند، جلوی مردم را می گیرند.)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 :: نویسنده : مرتقب
نظرات ()
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:35 ق.ظ
These are in fact impressive ideas in on the topic of blogging.
You have touched some good factors here. Any way keep up wrinting.
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:50 ب.ظ
I'm really enjoying the design and layout of
your blog. It's a very easy on the eyes which makes it much more enjoyable for me to
come here and visit more often. Did you hire out a designer
to create your theme? Fantastic work!
سه شنبه 6 تیر 1396 06:16 ق.ظ
This is the perfect blog for everyone who hopes to
understand this topic. You know a whole lot its almost tough to argue with you (not that I actually will need to?HaHa).
You certainly put a brand new spin on a topic that's been discussed for decades.
Wonderful stuff, just wonderful!
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:57 ب.ظ
Very good article! We are linking to this great content on our website.
Keep up the good writing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر